تبلیغات
سها فان نت - مطالب شهریور 1396
منوی اصلی
سها فان نت
آموزش کامپیوتر|آموزش موبایل|مطالب جالب
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:58 ق.ظ نظرات ()


    طنز خنده دار

    غضنفر:برو یه نوشیدنی واسم بگیر
    پسرش:کولا یا پپسی
    غضنفر:کولا
    … پسرش:دایت یا عادی
    غضنفر:دایت

    …..


    … پسرش:قوطی یا شیشه
    غضنفر:قوطی
    پسرش:کوچک یا بزرگ
    غضنفر:اصلا نمیخوام واسم آب بیار
    پسرش:معدنی یا لوله کشی
    غضنفر: اب معدنی

    سرویس جدید پیامک خنده دار
    پسرش:سرد یا گرم
    غضنفر:میزنمتا
    پسرش:با چوب یا دمپایی
    غضنفر:حیوووون
    پسرش:خر یا سگ
    غضنفر:گمشو از جلوی چشمام

    اس ام اس خنده دار در جوک فوریو
    پسرش: پیاده یا با دو
    غضنفر:با هر چی برو فقط نبینمت
    پسرش:باهام میای یا تنها برم
    غضنفر:میام میکشمتااا
    پسرش: با چاقو یا ساطور
    غضنفر:ساطور
    پسرش:قربانیم میکنی یا تیکه تیکه
    غضنفر:خدا لعنتت کنه قلبم وایساد
    پسرش: ببرمت دکتر یا دکتر رو بیارم اینجا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    غضنفر مُرد!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:57 ق.ظ نظرات ()

    عاشقانه زندگی کنید+طنز

    یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
    توی این همایش از خانومها سوال شد

    چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
    همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن

    سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
    بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد

    بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
    همه اینکار رو کردند

    ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون اومد بود رو بلند بخونن
    خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:

    – شما؟
    – اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟
    – عزیزم منم با منی ؟
    – حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟
    – من منظورت رو متوجه نمی شم؟
    – باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت
    – ؟؟!!
    – خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟
    – من دارم خواب می بینم ؟
    – اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم
    – ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی
    – لطفاً با من تماس بگیر !
    – من سر کارم بعد اس ام اس میدم بهت

    *****

    جدیدترین داستان طنز را در سایت جک فور یو بخوانید

    *****

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:56 ق.ظ نظرات ()

    نذر ملا

    ملا الاغش را گم کرده بود نذر کرد اگر آنرا بیابد ده دینار صرف امامزاده محل کند اتفاقا پس از چند دقیقه الاغ پیدا شد. ملا به امامزاده رفته گفت چون معلوم شد نذرت خیلی گیراست نذر می کنم اگر صد دینار پول مفت امروز به من برسانی ده دینار نذر اولی را با ده دینار دیگر از عین آن پول آورده برایت خرج می کنم.

     

    ملانصرالدین

     

    دم الاغ

    ملا الاغ خود را برای فروش به بازار برد. در بین راه الاغ به منجلابی فرو رفته دم او کثیف شد ملا با خود فکر کرد که الاغ را با این دم کثیف شاید نخرند لذا دم او را بریده به خورجین گذاشت. شخصی مشتری الاغ شد ولی همین که دید دم ندارد گفت الاغ بی دم فایده ندارد و ملا به عجله گفت شما معامله را قطع نکنید از بابت دم خاطرتان جمع باشد که در خورجین است.

    آتش در زمستان

    ملا در پیری به فکر گرفتن زن تازه افتاده بود یکی از دوستان ملامتش کرد که حالا وقتی است که به فکر آخرت باشی زن تازه گرفتن چه مناسبت دارد؟. ملا گفت بیچاره در زمستان احتیاج به آتش بیشتر از سایر فصول است.

    غیب گو

     

    داستان ملانصرالدین

     

    روزی ملا روی شاخه درختی ایستاده و به بریدن آن شاخه مشغول بود. شخصی فریاد زد : احمق چه می کنی الآن شاخه می شکند و برزمین می افتی اتفاقا در این موقع شاخه شکست و ملا با شدت به زمین خورد ولی بدون اینکه اعتنایی به کوفتگی بدن و سرش بکند برخاسته یقه آن مرد را گرفته گفت: معلوم می شود که تو از عالم غیب خبر داری پس باید بگوبی من کی خواهم مرد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:56 ق.ظ نظرات ()

    لطیفه

    شخصی به ملا گفت شنیده ام عقل زنت زایل شده است. ملا مدتی فکر کرد و جواب او را نداد آن شخص گفت ای ملا به چه فکر می کنی… ! ؟جواب داد: زن من هیچ وقت عقل نداشت که زایل شود فکر می کنم چه چیز داشته که زایل شده است.

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

     

     

    ملانصرالدین

     

     

    آدم یا گاو

    ملا وارد بوستانی شده خربزه می چید بوستانبان او را دیده فریادکرد:  چه می کنی ؟ ملا گفت : هیچ برای قصای حاجت اینجا آمده ام. بوستانبان جلو آمده گفت: نشان بده کجا قضای حاجت به جا می آوردی؟ ملا نگاه کرد دید پهن گاوی آنجا است آنرا نشان داده گفت: اینجا! بوستانبان گفت: احمق این که پهن گاو است. ملا جواب داد: مسلمان تو که مهلت ندادی تا من به راحتی مثل آدم ادرار کنم.

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

     

     


     

     

    طفل عجول

    ملا چند روز بود تاهل اختیار کرده بود که زنش را درد  زائیدن گرفته بچه زائید. ملا فی الفور به بازار رفته کتاب و کاغذ و کیف و سایر لوازم مکتب را خریده آورد و بالای سر طفل گذاشت. پرسیدند: مگر بچه جدید الولاده هم درس می خواند؟ گفت: بچه ایکه راه نه ماهه را در چند روز طی کند لابد پس از چند سات هم احتیاج به مکتب پیدا خواهد کرد.

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

    عینک ملا

    شبی مالا زنش را با شتاب از خواب بیدار کرده گفت: عینک مرا بده زنش جواب داد عینک می خواهی چه کنی ؟ ملا گفت : خواب شیرینی می دیدم وی بعضی از جاهای آن تاریک بود درست نمی دیدم خواستم عینک بزنم تا درست همه جای آن نمودار شود.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 46 ... 6 7 8 9 10 11 12 ...
خرید بک لینک | خرید هندزفری